شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
428
نفثة المصدور ( فارسى )
و موقوف شدن « 1 » . از « برهان م » و « بهار عجم » . در بن دندان كسى رفتن - 120 / 2 در صميم دل كسى جاى گرفتن . درخت دوزخيان - 1 / 12 مراد « درخت زقّوم » است . « ترجمان القرآن » ، زمخشرى « زقّوم » را در « مقدّمة الأدب » به « درخت عذاب » ترجمه كرده است . مأخوذ از « قرآن كريم » : 56 / 52 و 44 / 43 و 37 / 62 . ر ك : « وجوه قرآن » ص 143 . دردخنده - 125 / 1 ( : اضافهء مقلوب - خندهء درد ، كه محتملست آن را از مقولهء اضافهء اقترانى گرفت ، يعنى خندهء مقرون به درد ) ، و ظاهرا مراد خندهايست كه بدان دردها و تألّمات روحى را پنهان دارند و خويشتن را شادمان فرانمايند . دردىّ « 2 » - 5 / 9 ، 88 / 3 آنچه در تك نشيند از مايع چون روغن و غير آن ، خلاف « صافى » . « الصّراح من الصّحاح » ، و با تفاوتى اندك در « شرح قاموس » ، و مجازا بر
--> ( 1 ) - « باقى » در عرف اهل ديوان بقيهء مالياتست كه بموقع دريافت نشود و در محل بماند ، اين گونه بقايا را مستوفيان قديم در صورتى جداگانه ثبت مىكردند و ثبت در اين صورت بمنزلهء تصديق لا وصول بودن و صرفنظر از مطالبه بود ، و بمناسبت اين حال اهل ادب « در باقى كردن » را بمعنى صرفنظر كردن و متروك داشتن ، و « در باقى شدن » را بمعنى موقوف و متروك ماندن استعمال كردهاند . « منتخب كتاب اسرار التوحيد » ص 35 ، حاشيهء شمارهء 3 ، ر ك : « بحر الجواهر در علم سياق » ص 83 ( در اصل شمارهء صفحه ندارد ) و « جهانگشاى جوينى » ج 2 ، مقدمه ، ص ح . ( 2 ) - ر ك : ص 429 ، حاشيهء شمارهء 1 .